تدوین مقالات و پایان نامه های مرتبط با جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل

مفهوم شناسی مرز و امنیت از دیدگاه جغرافیایی سیاسی در قرن بیست و یکم

مقدمه
با آغاز قرن بیست و یکم، تغییرات شگرفی در مفاهیم قلمروهای استراتژیک و اهداف  آن به وقوع پیوست. در حقیقت در این قرن مفاهیم، کارکرد جدیدی به خود گرفتند که احتیاج به برنامه‌ریزی‌های متفاوتی داشت. چرا که بنیان قلمروهای استراتژیک در قرن گذشته براساس توانزنظامی، جغرافییی و ایدئولوژیک بنا شده است در این قرن تغییر پیدا کردند. به عبارتدیگر اگر در قرن بیستم سرزمین یا خاک، عنصر اصلی و روح مطالعات ژئوپلتیک و استراتژیک را تشکیل می‌داد؛ در قرن بیست و یکم مسائل نظامی اهمیت خود را در تعیین اهمیت مناطق ژئواستراتژیک از دست داد، از این رو مفاهیم نیز با این دگرگونی دچار تحول شدند. از میان این مفاهیم که بیشترین دگرگونی را شاهد بودند می‌توان به مرز و امنیت اشاره نمود که در این مقاله هدفف ذکر بخشی از این تغییرات از دیدگاه جغرافیای سیاسی می باشد. از این رو لازم است اشاره‌ای هر چند مختصر به تحولات قرن بیست و یکم داشته تا بتوان در پرتو آن، مفاهیم مورد نظر مقاله را تشریح نمود.
اما در ابتدا باید به بررسی تفاوت جغرافیایی سیاسی و ژئوپلیتیک بپردازیم چرا که این دو مفهوم علیرغم تفاوت‌شان، گاه یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
 واژگان کلیدی: جغرافیایی سیاسی، مرز، سرحد، امنیت. تفاوت جغرافیایی سیاسی و ژئوپلیتیک:
جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دو مبحث مکمل هم از یک موضوع است که به مطالعه «نقش‌آفرینی قدرت سیاسی در محیط جغرافیایی» می‌پردازد.
به طور خلاصه باید گفت: جغرافیایی سیاسی علمی است که نقش سیاست را در جغرافیایی بررسی می‌کند، در حالی که علم ژئوپلتیک به بررسی نقش و عوامل محیط جغرافیایی در سیاست می‌پردازد. (عزتی، 1380:5).
جان اگینو معتقد است: «ژئوپلیتیک مطالعاتی در رابطه با نقش و پراکندگی پدیده های جغرافیایی در هدایت و سازمان‌دهی دنیای سیاست است. این اصطلاح در اربرد عمومی، اشاره به قدرت داخلی حکومت ها در رابطه با خصوصیات فضایی قاره ها و اقیانوس ها و تعامل میان‌شان، و به طور کلی توزیع کلیه طبیعی و انسانی دارد.» (جان اگنیو، 2003:135)
تعاریف دیگری از این دو واژه وجود دارد که در عین حال نیز به خوبی تفاوت میان آنها را بیان می‌کند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
-    جغرافیایی سیاسی به مطالعه ادعاها و منازعات انسانی درباره استفاده، شراکت، مالکیت زمین و منابع آن می‌پردازد. این منازعات، در سطوح بسیار متفاوتی به وقوع می‌پیوندد. از جمله ممکن است این مشاجرات شامل ادعاهای ارضی و مرزی میان قبایل رقیب و یا گروه‌هایی از ملیت‌های مختلف که در یک سرزمین زندگی می کنند، بروز نماید و یا امکان دارد میان کشورهای همسایه به وقوع بپیوندد و یا به صورت رقابت هایی بر سر نفوذ جهانی میان بلوک‌های بزرگ قدرت رخ دهد. (مویر، 1379، 9) براساس همین تعریف متوجه میشویم که موضوع مرزها یکی از موضوعات پایه و اصلی در جغرافیایی سیاسی می باشد.
-    در جغرافیایی سیاسی، تاثیر انسان در مواردی چون موقعیت‌ها، مرزها، سرزمین‌ها، ملت‌ها و منطقه‌ها مطالعه می‌شود، در برخوردی کلی می‌توان جغرافیایی  سیاسی را عبارت از «مطالعه اثرگذاری تصمیمات سیاسی صاحبان قدرت در محیط جغرافیایی دانست» مانند تقسیمات سیاسی کشور و مرزسازی‌های سیاسی روی صحنه جغرافیایی.
-    ژئوپلیتیک را در نگاهی کلی می‌توان عبارت از «مطالعه اثرگذاری عوامل جغرافیایی در تصمیم گیری‌های سیاسی صاحبان قدرت دانست». مانند ارزیابی نقش و عوارض و موقعیت‌های جغرافیایی و منابع طبیعی در برنامه‌ریزی‌های مربوط به پیش‌برد اهداف سیاسی. (مویر، 1379: 20)
-    در حالی که جغرافیایی سیاسی به مطالعه نقش‌افرینی پدیده های سیاسی در کشور می پردازد، ژئوپلیتیک با ایده «آگاهی نسبت به قدرت» سروکار دارد و نقش‌آفرینی فراکشوری را مطالعه می‌کند. بدین ترتیب ژئوپلیتیک از جهتی، عبارت است از «جهان اندیشی» یا مطالعه اثرگذاری متقابل قدرت‌ها و ترتیب توالی قدرت در جهان سیاسی از هم گسیخته و تقسیم شده میان کشورها، قدرت‌هاف منطقه‌ها. ( مجتهد زاده، 1380، 33)
از زمان عنوان شدن واژه ژئوپلیتیک، معنای متقابل قدرت با یک سرزمین انسان‌هایی که در آن سکونت دارند مطرح بوده است و خلاصه این که واژه نقشی بسیار اساسی در تولید قدرت داشته است. (عزتی،1380، 5)
-    ژئوپلیتیک به مطالعه روابط همکاری یا رقابت میان قدرت‌ها براساس امکاناتی که محیط جغرافیایی در اختیار می‌گذارد، یا امکاناتی که در این راستا می‌توان از محیط جغرافیایی گرفت، می‌پردازد.
با این تعاریف، می توان نتیجه گرفت: «ژئوپلیتیک بیشتر نگاهی فراملیتی دارد، حال ان که جغرافیایی سیاسی به نقش‌آفرینی‌های درون کشوری می‌پردازد».
لازم به ذکر است، ژئوپلیتیک و جغرافیایی سیاسی در مراحل کاربردی سیاست‌های ملی، در امتداد هم قرار دارند. با توجه به این اصل، سیاست خارجی یک کشور هنگامی طبیعی و حقیقی است که ادامه زندگی سیاسی و سیاست‌های داخلی آن کشور شکل‌دهنده زندگی سیاسی- اقتصادی و منابع ملی آن کشور باشد و سیاست ارجی کشور، در پی‌گیری همان منافع ملی در صحنه‌های فراملیتی، جنبه‌ای ژئوپلیتیک به خود می‌گیرد. (مجتهد زاده، 1381: 21)
در ژئوپلیتیک برخلاف جغرافیایی سیاسی، از مفاهیم اعتباری استفاده می‌گردد. مفاهیم اعتباری ان دسته مفاهیمی هستند که از طبیعت پایدار بودن و از زیر بنای موجودیت پاینده بی بهره بوده و به نسبت مقتضیات زمان و شرایط محیط جغرافیایی پدید آمده، اثرگذاری نموده، دگرگونی یافته و گاه از میان می‌روند. (مجتهد زاده، 1381: 128)
قرن بیست و یکم و تغییر در مفاهیم
در دوران جنگ سرد، قلمروهای ژئواستراتژیک براساس اهداف نظامی تعیین می‌شد در نتیجه مناطق ژئوپلیتیک نیز می بایستی توجیه کننده اهداف نظامی باشند و به همین علت به محض احساس کوچک ترین تغییر و تحول در ساختار نظام ژئوپلیتیک برخی از مناطق که ممکن بود به نحوی اهداف نظامی را دچار مشکل سازد، توسل به زور را در ان مناطق انکارناپذیر می‌ساخت، ولی امروزه قلمروهای ژئواستراتژیک باید توجیهی اقتصادی- نظامی داشته باشد.
 افزون بر این سده بیستم، استراتژی‌های نظامی حائز اهمیت ویژه بود و تسلط بر قلمروهای  ژئواستراتژیک در راس اهداف استراتژیک قرار داشت. ولی در سده بیست و یکم دیگر چنین نیست و ما در حال گذار از قلمروهای استراتژیک سابق هستیم که به سرعت با یکدیگر تداخل پیدا می‌کنند.
یکی از نقاط تداخل، دیوار برلین بوده است. بنابراین در سده بیست و یکم نه تنها شاهد دو قلمرو ژئواستراتژیک نخواهیم بود بلکه پنج یا شش قلمرو ژئواستراتژیک خواهیم داشت و این بدان معنا است که تحولات زیادی در مناطق ژئوپلیتیکی جهان رخ داده است.
در حال حاضر، محور مناطق ژئواستراتژیک، «عامل انسانی و منابع اقتصادی» است و میزان، تولید ناخالص ملی کشورها است که در تعیین مناطق استراتژیک نقش اصلی را بازی خواهد کرد. از این‌رو یکی از بزرگ ترین تحولات در انتخاب قلمروهای ژئواستراتژیک قبل از جنگ سرد، معیارهای متاثر از اهداف نظامی بود، و استراتژی‌های نظامی تبدیل به استراتژی‌های بری و بحری می‌شد و کشورهای وابسته به دو بلوک به همین ترتیب عمل می‌کردند. روی همین اصل در تمام دوران جگ سرد، قدرت نظامی، مهم‌ترین عامل به شمار می‌رفت و در نهایت این قدرت بود که منجر به تقابل می‌شد.
اما رفته رفته شاخص‌های نظامی برای تعیین قلمروهای ژئواستراتژیک و به تبع آن قلمروهای ژئوپلیتیکی دچار تغییر و تحول شد. در نتیجه، اکنون نقاط استراتژیک، مناطق استراتژیک و قلمروهای ژئواستراتژیک بیشتر بر اساس معیارهای اقتصادی تعیین می‌شود، لکن قابلیت مناطق از جهت کاربرد ظامی هم مورد نظر است. این نکته بسیار حساسی است، یعنی عامل اقتصادی به تنهایی در کار نیست، بلکه پشتوانه قدرت نظامی و ملاحظات نظامی هم در کنار ملاحظات اقتصادی اهمیت دارد.
پس برای تحقیق یافتن ایده‌های اقتصادی، چنان چه نیاز به استفاده از قدرت نظامی باشند، باید دید فلان منطقه جغرافیایی ظرفیت مانور نظامی را دارد یا نه. لذا ادغام این دو عامل به قلمروهای جغرافیایی می‌رسد که این موضوع محدوده قلمروهای ژئواستراتژی‌ جدید را تعیین می‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:48  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

نقش مرکزیت ایران در حوزه تولید و مبادلات نفت و گاز و جایگاه آن در کریدورهای حمل و نقل و ترانزیت

;

مقدمه

همانطور که می دانیم موضوع انرژی تحت تأثیر خاستگاه سیاسی/ اقتصادی آن ،هم برای کشورهای تولید کننده و هم برای مصرف کنندگاهن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.اما دراین میان منطقه خلیج فارس با منابع طبیعی و بی نظیر خود در قرن جدید که نظریات ژئواکونومی بر دیدگاههای ژئواستراتژیکی غالب گردیده ،یکی از دو سر انتهایی در مبادلات اقتصادی جهان است.(حسین علیزاده،1385: 131).چرا که اوپک که مهمترین کارتل تولید کننده و صادر کننده نفت می باشد ،دوسوم ذخایرش در حوزه خلیج فارس قرار دارد ،در نتیجه کشورهای حوزه خلیج فارس مهمترین منبع افزایش عرضه نفت در دهه های آتی می باشند.از این رو قطب صادرات نفت خاورمیانه در سالهای آینده همچنان خلیج فارس خواهد بود که گرانیگاه بازار جهانی انرژ است.(ابرجام انرژی ،1379: 17).

اما در بین کشورهای این حوزه،ایران دارای نقش منحصر به فردی است که هیچ یک از کشورهای حوزه خلیج فارس آن را دارا نمی باشد. این ویژگی قرار گیری در منطقه حائل است که بدان نقش برجسته گذرگاهی بخشیده است .گذرگاهی میان قاره های بزرگ جهان میان چند قلمرو بزرگ جغرافیایی و میان چند حوزه دیرینه فرهنگی است.(ذوالفقاری ،1385).

این فصل در دوبخش اصلی مورد بررسی قرارمی گیرد.

در بخش اول نقش مرکزیت ایران و قرار گیری آن در میان دو منبع انرژی ،ودر بخش دوم به تحلیل کریدورهای بین المللی که از ایران می گذرد می پردازیم ودراین کریدورها جایگاه ایران را را مورد تحلیل قرار می دهیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:23  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

ایران و برتری های ژئواکونومی و جایگاه آن در حوزه ژئواکونومی خاورمیانه


مقدمه

باتحولات بوقوع پیوسته درقرن بیست ویکم وتوجه به مؤلفه های اقتصادی ، خاورمیانه از اهمیت و جایگاه متفاوت والبته برتری نسبت به قرن گذشته برخوردار شد.دراین میان کشورهایی در این منطقه حساس برتری ها و قابلیتهای متفاوتی نسبت به سایر کشورهاپیدا کردند.یکی از این کشورها ایران می باشد که این قابلیتها و ارزشهای منحصر به فرد تنهابه خاطر در اختیار داشتند منابع انرژی چون نفت و گاز نیست .بلکه در کنار این امتیاز ،دارای موقعیت کریدوری و ترانزیتی است که می تواند در عین واحد می تواند با دو منطقه خلیج فارس و منطقه آسیای مرکزی ارتباط اقتصادی / سیاسی و امنیتی داشته باشد..

در حقیقت می توان گفت موقعیت ژئوپلیتیکی در کنار برتریهای ژئواکونومی به ایران ارزش و اعتباری بخشیده که کشورهای منطقه خلیج فارس و آسیای مرکزی فاقد آن هستند
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:22  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

ژئواکونومیک نفت و گاز و اهمیت خاورمیانه  


مقدمه

به طور کلی عوامل و عناصر جغرافیایی و به طورخاص مناطق جغرافیایی در رویدادها و فرایندهای سیاسی نقش دارند.یکی از این مناطق جغرافیایی منطقه خاورمیانه است که نقش بی دلیلی را در رویدادهای جهان ایفا کرده و میکند.

در سر آغاز هزاره سوم، خاورمیانه همچنان بین المللی ترین منطقه دنیاست. مسائل این منطقه محل تداخل منافع  بازیگران  خارجی  بوده  و این تداخل  با ساخت  قدرت  در درون  کشورهای  منطقه در  ارتباط می باشد. همچنین  دارند که  هیچ منطقه ای در جهان به اندازه خاورمیانه در تبیین  مؤلفه های جغرافیایی وپیوندآن بارفتارهای سیاسی اهمیت ندارد.باید علت این امر را از اهمیت نقش  خاورمیانه در رفتار منطقه ای قدرتهای  بزرگ  و همچنین  میزان تنشهای  منطقه ای جستجو کرد. بنابراین مطالعه و تحقیق دربارۀ این منطقه استراتژیکی از جهات  بسیار حائز اهمیت است.

در قرن حاضر نیز این منطقه استراتژیک با غلبه تفکرات ژئواکونومیکی بر سایر مفاهیم همچنان دررأس مناطق استراتژیک دنیاست.چرا که این منطقه در طبقه بندی مناطق جدید براساس مفاهیم ژئواکونومیکی ،تنها و اصلی ترین منطقه تولید کننده انرژی  می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:21  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

موج سوم جهانی شدن و پیدایی مفهوم و حوزه های ژئواکونومی                                              

مقدمه

بعد از پایان جنگ سرد و آغاز قرن بیست و یکم،تغییرات شگرفی در مفاهیم قلمرو های استراتژیک و اهداف آن بوقوع پیوست.در حقیقت در این قرن مفاهیم جدیدی پابه عرصه گذاشتند که احتیاج به برنامه ریزیهای متفاوتی داشت.چرا که بنیان قلمرو های استراتژیک در جنگ سرد بر اساس توان نظامی ،جغرافیایی و ایدئولوژیک بنا شده بود که در این قرن تغییر پیدا کردند.به عبارت دیگر اگر در دوران جنگ سرد سرزمین یا خاک عنصر اصلی و روح مطالعات ژئوپلیتیک و استراتژیک را تشکیل می داد در قرن بیست ویکم مسائل نظامی اهمیت خود را درتعیین اهمیت مناطق ژئواستراتژیک از دست داد و عوامل انسانی و اقتصادی جایگزین آن شد.

 

                 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:19  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

امواج جهانی شدن و ویژگی های نظام اقتصاد جهانی  


مقدمه

بحث جهاني شدن در ذات خود بحث كما بيش مبهمي است. علت ابهام آن اين است كه مفهوم يكسان و يكدستي از آن عرضه نشده است. جهاني شدن بحثي چند بعدي است، خصوصاً در مباحث روابط بين‌الملل و داخلي سعي در ترسيم ذوزنقه‌اي از مباحث دارد. از عمده‌ترين ابعاد اين ذوزنقه شكل در ماهيتي است كه از نظام بين‌الملل عرضه مي‌كند و بر اين باور است كه محيط جديدي در سطح جهاني به وجود آمده و همه اجزاي نظام بين‌المللي متأثر از اين محيط هستند.

با وجود اينكه دقيقاً زمان بكارگيري واژه جهاني شدن[1] دقيقاً مشخص نيست، بعضي‌ها شروع اين فرآيند را به قرنها پيش نسبت مي‌دهند ولي اولين بار اين واژه در سال 1961 در فرهنگ لغت ديده شد. با وجود اين هنوز بدرستي مفهوم اين واژه مشخص نيست و هر كسي از ظن خود با اين واژه برخورد مي‌كند و آن را به كار مي‌برد.

 آنچه مسلم است اين است كه اين فرآيند در حال انجام شدن است و شواهد بسياري بر اين موضوع صحه مي‌گذارند بي‌شك اين فرآيند پديده‌اي است كه هيچ نوع حد و مرزي را نمي‌شناسد و تمام كره زمين را دربرخواهد گرفت و هر روز بر ميزان تسخير آن توسط اين فرآيند افزوده مي‌شود.

امروزه جهاني شدن داراي چنان اهميتي مي باشد كه بدون درك آن و بدون در نظر گرفتن آن نمي توان در بسياري از معادلات جهاني با موفقيت روبرو شد امروزه محور بسياري از موضوعات در مسائل بين المللي جهاني شدن مي باشد  و حركت به سوي استاندارهاي جهاني در بسياري از جوامع بين المللي مورد توجه خاص است بنابراين با وجود چنين جايگاهي  براي جهاني شدن لازم است اين موضوع را با دقت نظر بيشتري مورد توجه قرار دهيم.



                Globalization-1

              
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:18  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

تأثیر موقعیت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه­ ای


شناخت ژئوپلتیک، بخشی از یک فن قدیمی است که در شکل کلاسیک خود بر جغرافیا بعنوان عامل تعیین کنندۀ اصلی رفتار یک دولت تأکید می­کند. از دیدگاه سنتی، محل استقرار یک کشور همسایگان آن، محورهای ارتباطی و منابع فیزیکی عواملی تغییر ناپذیر و مصالحی بنیادی تلقی   می­شوند که اعمال یک دولت را محدود می­کنند. اما عرصه مورد بررسی این تحقیق تا حدودی زیاد به فراسوی مفهوم کلاسیک ژئوپلتیک می­پردازد. اگرچه در بسیاری از ویژگیهای کلیدی راه و رسم سیاسی یک کشور، جغرافیا عاملی تعیین کننده است و انتخاب­های آن کشور را محدود می­کند، گذشته و تاریخ یک کشور نیز عاملی مشابه است.

از سوی دیگر از قرنها قبل کشور ایران به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خود، نقش ارزنده­ای در استراتژیهای ژئوپلتیک داشته و همواره در کانون توجه قدرتهای جهانی بوده است. از این رو کسب قدرت و بزرگی چیزی دور از ذهن و غریب نمی­باشد، اما ذکر این نکته نیز ضروری است که، تاریخ ایران خود تا اندازه­ای متأثر از عوامل ژئوپلتیکی آن است: همسایگان، محورهای ارتباطی و مسیرهای هجوم،بر مسائل سیاسی، نظامی اقتصادی و قومی تأثیر مستقیم می­گذارد و تجربه تاریخ نیز، در قالبریزی آن خصوصیات که  با اسامی گوناگون فرهنگ سیاسی یا خصوصیات ملی مشخص می­گردد تأثیر زیادی دارد.

اگر نگاهي به وضعيت فعلي سطح بندي قدرت در منطقه جنوب غربي آسيا بيافكنيم متوجه برخي برتري­هاي ايران در نزد همسايگان مي­شويم كه البته اين برتري بصورت بالقوه مي­باشند و براي بالفعل كردن آنها، شناخت مولفه­ها و فرصت­هاي پيش­رو براي برنامه­ريزي و بهره­برداري از آنها نقش حياتي دارد. مؤلفه­هاي قدرت كشورها در دوره­هاي زماني مختلف دچار تغيير و دگرگوني شده­اند و هر زمان به تناسب تحولات اجتماعي، اقتصادي و فن­آوري اين مؤلفه­ها تغيير يافته­اند.

توجه به همين مسائل است كه نشان مي­دهد شناخت فرصتها و امكاناتي كه با تحولات اخير در اختيار ايران نهاده شده است براي برنامه­ريزيهاي كلان راهگشا و حياتي است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:7  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

تحلیلی بر قلمروهای ژئواستراتژیک درقرن 21وجایگاه ژئواکونومیک ایران در خاورمیانه و جهان  

چکیده

نیاز روز افزون به انرژی بویژه از سوی کشورهای تازه صنعتی شده شرق و جنوب آسیا ،رقیبان جدیدی را برای مصرف کننده های سنتی ایجاد کرده و رقابت ،تلاش و تقلا برای استخراج ،بهره برداری و انتقال انرژی و مسیر های پیشنهادی ،مسائل جدیدی را در مباحث ژئوپلیتیک گشوده است. بدین ترتیب افزایش بی سابقه تقاضای جهانی برای انرژی ،دوران جدیدی از رقابتهای ژئوپلیتیک بر محور مسائل اقتصادی بویژه انرژی در انتظار است تا قدرتها و کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده آن بتوانند ساحتار جدیدی از مناسبات و روابط چند جانبه را طراحی کرده و ادامه حیات دهند. درحقیقت می توان قرن بیست و یکم را دوره تسلط مفاهیم جدیدی چون ژئواکونومی دانست.دوران ژئواکونومی عصر جدیدی است که نقش کشورهاوایفاگری آن ،همه منوط به داده ها و داشته های اقتصادی آنهاست و نقش آفرینی و موقعیت کشورها و مناطق جغرافیایی نیز در راهبردهای کلان قدرتهای بزرگ که به کلام دقیق همان ها تعیین کننده سیاست بین الملل نیز می باشند،در گرو اقتصدی است که که به موجب آن بازیگر یا بازیگران منطقه ای به نظام اقتصاد جهانی به عنوان تولید کننده انرژی ،یا توزیع و یا حلقه های مکمل این نظام در هم تنیده پیوند می خورند.

واژگان کلیدی:قلمروهای استراتژیک،ژئواکونومی،ژئوپلیتیک،ژئواستراتژی 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 18:5  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

ژئواکونومی


در اواخر دهه ۹۰ ميلادي واژه ژئواكونومي مطرح شد كه برخي به اشتباه آن را جايگزين ژئوپوليتيك مي دانند و گروهي هم به اشتباه فكر مي كنند كه دوران ژئوپوليتيك به سرآمده است و دوران ژئواكونوميك مطرح است ، در حالي كه اين يك اشتباه در تعبير مفاهيم است زيرا واژه ژئوكونومي در واقع تغيير نام و هدف واژه ژئواستراتژي است .در حقیقت در مفهوم ژئواکونومی ،اهداف با دخل و تصرف در استراتژیهای اقتصادی با بهره گیری از بستر ژئوپلیتیک به اهداف استراتژیک تغییر شکل دادند.(عزتی،1384: 34)

ژئواكونومي، در واقع، اقتصاد و رابطه بين جغرافيا و قدرت اقتصادي كشورها را مورد مطالعه قرار مي­دهد. زماني كه بخشي يا تمام قابليت­هاي اقتصادي کشورها در گرو مسائل جغرافيايي باشد، اقتصاد جغرافيايي يا ژئواكونومي شكل مي­گيرد. البته، ژئواكونومي را مانند ديگر زيرمجموعه­هاي ژئوپليتيك (ژئواستراتژي و هيدروپليتيك) نمي­توان بحث جداگانه­اي از مبحث مادر دانست. چرا كه هر يك از اين مباحث قرائت ويژه خود را از ژئوپليتيك ارائه مي­دهد؛ يعني آنجا كه اقتصاد انگيزه رقابت­هاي قدرتي است، ژئوپليتيك قرائتي اقتصادي از شرايط موجود را ارائه مي­دهد و جنبه ژئواكونوميك به خود مي­گيرد. بنابراين، ژئواكونومي، اثرگذاري عوامل يا زيربناهاي اقتصادي در محيط كشوري، منطقه­اي يا جهاني در تصميم­ گيري­هاي سياسي و رقابت­هاي قدرتي و اثر گذاري اين عوامل در ساختار شكل­گيرنده ژئوپليتيك منطقه­ اي يا جهاني را مورد مطالعه قرار مي­دهد.(قلیزاده و ذکی،27:1388-26).

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 17:47  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  | 

قدرتهای فرا منطقه ای و امنیت خلیج فارس

چکیده:

بندرت می توان منطقه ای مانند خلیج فارس یافت که بتوان دیدگاه های سیاسی را در آن به عرصه آزمایش گذارد وهیچ منطقه ای همانند خلیج فارس نتوانسته است توجه ودر عین حال علاقه جهانیان را به خود معطوف نماید. تا آنجا که تاریخ نشان می دهد،خلیج فارس پیوسته بخش پراهمیتی از جهان بوده است.درنیم قرن اخیر ، خلیج فارس یکی ازمهمترین و حساس ترین مناطق جهان درنگرشهای ژئوپلیتیکی،ژئواکونومیکی و محاسبات استراتژیک بوده است . این مسأله یعنی اهمیت گسترده این منطقه چه در زمینه انرژی و چه در زمینه نظامی، شرایط را جهت حضور و مداخله گسترده قدرتهای منطقه ای فراهم ساخته است به گونه ای که حضور ایشان باعث شکل گیری اختلافات گسنرده ای در منطقه گردیده است. از سوی دیگر منطقه با پدیده ای به نام نظامی گری روبرو گردیده.دیدگاه های متفاوت کشورهای از مقوله امینت و بی اعتمادی به یکدیگر ،زمینه را برای مداخله قدرتهای فرامنطقه ای مهیا نموده است. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این سؤالات می باشد که : 1- مهمترین دلایل حضور قدرتهای فرامنطقه ای در منطقه خلیج فارس چه می باشد؟ 2- پیامدهای این حضور در منطقه از منظر امنیتی چیست؟ جهت پاسخ به سؤالات مطرح شده ،اطلاعات مورد نظر به شبوه کتابخانه ای با استفاده از جدیدترین و معتبرترین منابع جمع آوری و به شیوه توصیفی و تحلیلی ارزیابی گردیده اند.

کلید واژگان :قدرتهای فرا منطقه ای ،مداخله گران  نظامی- بحرانهاي ژئوپليتيكي – امنیت خلیج فارس.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 17:45  توسط دکتر فرحناز مایل افشار  |